سجع در ادبیات دری
سجع
سجع :در لغت به معنای سخن قافیه دار گفتن است
در اصطلاح ادبی : همسانی دو یا چند واژه در
الف : حرف آخر
ب: وزن
ج: در حرف آخر و وزن
نکته1 : سجع در نثر حکم قافیه در نظم را دارد
نکته 2: در بین انواع سجع سجع متوازن نمی تواند در شعر قافیه قرار بگیرد چون در حرف اخر اختلاف دارند
نکته 3- برای بوجود آمدن آرایه ی سجع حداقل دو جمله در مقابل هم قرار می گیرند
نکته 4: به نثری که سجع داشته باشد(( نثر مسجع )) و به شعری که سجع در درون بیت دارد (( شعر مسجع )) می گویند
انواع سجع :
الف: مطرف اشتراک در حرف آخر و اختلاف در وزن
بنده را به مال توان خرید آزاد را به اعمال
ب: متوازی اشتراک در وزن و حرف آخر
مانند : الهی نام تو ما را جواز مهر تو ما را جهاز شناخت تو ما را امان لطف تو ما را عیان
ج: متوازن اشتراک در وزن و اختلاف در حرف آخر
الهی من غلام آن معصیتم که مرا به عذر آرد و از آن طاعت بیزارم که مرا به عجب آرد
نکته 5: بهترین و با اهمیت ترین سجع سجع متوازی می باشد
نکته 6- اگر دو سجع متوازی در کنار هم بیایند آرایه ی ازدواج به وجود می آید
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق
انواع قافیه
الف : قافیه ی بیرونی : همان قافیه ای است که در آخر مصراع عای بیت یا شعر می آید و می توان با تشخیص آن به قالب شعر پی برد
ب: قافیه ی میانی اگر یک بیت را به چهار قسمت ( هر مصراع دو قسمت ) تقسیم کنیم و در پایان قسمت های 1و2و3کلمات هم قافیه بیاوریم شعر دارای قافیه میانی می باشد
آن کیست کز راه کرم بامن وفا داری کند بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی آنگه به یک پیمانه می بامن وفا داری کند
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود ازاو نومید نتوان بود از او باشد که دل داری کند
گفتا منش فرموده ام تا با تو طراری کن گفتم گره نگشوده ام زان طره تا من بوده ام
پشمینه پوش تند خو از عشق نشنیدست بو از مستیش رمزی بگو تا ترک هشداری کند
چون من گدای بی نشان مشکل بود یاری چنان شلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند
از بند و زنجیرش چه غم آن کس که عیاری کند زان طره پر پیچ خم سهل است اگر بینم ستم
شد لشگرغم بی عدد از بخت می خواهم مدد تا فخر دین عبد الصمد باشد که غم خواری کند
با جشم پر نیرنگ او حافظ نکن اهنگ او کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند
ج: قافیه ی درونی : یک بیت علاوه بر قافیه بیرونی در درون خود قافیه های متعدد دارد
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار
مرا یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی سینه
مشروح تویی بر در اسرار مرا
نور تویی سور تویی دولت منصور تویی مرغ که
طور تویی خسته به منقار مرا
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی قند تویی زهر
تویی بیش میازار مرا ( قافیه میانی )
آرایه ی ترصیع : قرار گرفتن سجع های متوازی مقابل هم در دو جمله یا دو مصراع یک بیت شعر
الهی دانایی ده که در راه نیفتیم
بینایی ده که در چاه نیفتیم
زبانش توان ستایش نداشت
روانش گمان نیایش نداشت
آرایه ی موازنه: قرار گرفتن سجع های متوازن مقابل هم
زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند
هم عقل دویده در رکابت
هم شرع خزیده در پناهت
نکته 7: در مثال آخر شاید بپرسید که( خزیده و دویده ) سجع متوازی هستند چرا موازنه است چون آرایه ی ترصیع همه ی سجع ها باید سجع متوازی باشند پس اگر در دو جمله یا دو مصرع مثلا هشت سجع دو به دو مقابل هم قرار گرفتند و از این هشت تا هفت تا از آنها سجع متوازی بود و یکی سجع متوازن بهتر است که بگوییم آرایه ی موازنه دارد